راهاندازی فروشگاه کیف و کوله از صفر؛ راهنمای گامبهگام
مارکت بگ
راهاندازی فروشگاه کیف و کوله از صفر پنج گام دارد: اول مشتری و نوع فروشگاه را مشخص میکنید، بعد سرمایه را میچینید، محل را انتخاب میکنید، اولین سفارش کالا را کوچک میبندید و در آخر ویترین و قفسهها را آماده میکنید. ترتیب مهم است، چون خروجی هر گام ورودی گام بعدی است.
بیشتر تازهکارها از گام سوم شروع میکنند. مغازهای را پسند میکنند، اجاره میبندند و بعد از دو هفته میفهمند پولی برای پر کردن قفسهها نمانده است. آدمهایی که این مسیر را بیخسارت رفتهاند، تقریباً همیشه از پرسشهای اول شروع کردهاند: برای چه کسی میفروشم و با چه پولی؟
در ادامه هر پنج گام را به همان ترتیب مرور میکنیم، با مثالهایی از بازار کیف و کوله: فصل مدرسه، ایام نوروز، فرق مغازه محلی با مغازه پاساژ. آخر مقاله هم چهار پرسشی را جواب دادهایم که تازهکارها بیشتر از همه میپرسند. هدف این است که راهاندازی فروشگاه کیف را بدون آزمونوخطای گران پیش ببرید؛ یعنی هر تصمیم را با یک معیار قابلسنجش بگیرید، نه با حس و توصیههای پراکنده.
پیش از هر هزینهای؛ مشتری و نوع فروشگاه کیف و کولهتان را مشخص کنید
قبل از اجاره و خرید کالا، باید بدانید جلوی چه کسی میایستید. کیف و کوله کالایی نیست که یک مشتری عمومی داشته باشد: دانشآموز، کارمند، مسافر و ورزشکار هر کدام معیار خرید متفاوتی دارند و همین تفاوت تعیین میکند چه چیزی روی قفسهتان بنشیند. اگر این را نپرسید، بعداً با موجودیای میمانید که مشتریاش سر کوچه شما رد نمیشود.
یک تمرین ساده کمک میکند: سه مشتری واقعی را که فکر میکنید بیشتر از همه خرید میکنند، با سن، شغل و بودجه تقریبیشان بنویسید. اگر نتوانید حتی یک چهره مشخص کنید، هنوز مشتریتان را نمیشناسید. این تمرین ده دقیقه وقت میبرد و جلوی ماهها موجودی نفروخته را میگیرد.
مشتریتان کیست؟
یک روز مقابل مغازهای که میخواهید در آن کار کنید بایستید و رهگذرها را نگاه کنید. مدرسه نزدیک است؟ اداره یا دانشگاه چه؟ ترمینال؟ هرچه بیشتر ببینید، پاسخ روشنتر میشود. کنار مدرسه، تقاضا فصلی است و اوج آن مهر است. کنار ادارهها، کیف دستی و کولههای رسمیتر بیشتر میچرخد. نزدیک ترمینال، مشتری عجله دارد و به دنبال ساک و کیف مسافرتی است. مشتریتان را با یک جمله بنویسید؛ اگر جمله طولانی و مبهم شد، هنوز مشتریای انتخاب نکردهاید.
راه دیگر، حرفزدن با مغازهدارهای همان محله است. بپرسید کدام کالاها زیاد سؤال میشود ولی در مغازهشان پیدا نمیشود. این سؤالهای بیجواب همان جایی است که یک فروشگاه تازه میتواند جا باز کند.
فروشگاه تخصصی یا تنوعمحور؟
فروشگاه تخصصی فقط یک دسته را میفروشد، مثلاً کوله پشتی، و در همان دسته سایز، جنس و رنگ کامل دارد. فروشگاه تنوعمحور چند دسته را با موجودی کمتر کنار هم میگذارد. تازهکار با سرمایه محدود معمولاً از تخصصی شروع میکند، چون موجودی عمیق در یک دسته راحتتر فروش میرود تا موجودی سطحی در چند دسته. اما اگر مغازه در محلهای است که مشتریاش همهچیز میخواهد، تنوعمحور بودن منطقیتر است. این تصمیم برگشتپذیر است، ولی هزینه دارد؛ پس با اولین سفارش آن را محک بزنید.
مثالی از عمل: مغازهای که فقط کوله پشتی دانشجویی میفروشد، مشتریاش را میشناسد و برای سؤالهایش جواب آماده دارد؛ جنس پارچه، اندازه جای لپتاپ، وزن کوله خالی. مغازهای که همهچیز دارد، اغلب نمیتواند بگوید کدام مدل برای کدام کاربر مناسبتر است.
سرمایه اولیه برای راهاندازی فروشگاه کیف چقدر لازم است؟
سرمایه اولیه به سه چیز بستگی دارد: اندازه مغازه، محل آن و تیراژ اولین سفارش. عدد قطعی برای همه وجود ندارد و هر رقمی که بدون دانستن این سه بگویند، حدس است.
| بخش هزینه | نوع هزینه | چه چیزی را شامل میشود؟ |
|---|---|---|
| موجودی اولیه | یکبار، قابلبازگشت با فروش | اولین سفارش کیف و کوله |
| رهن و اجاره | ثابت | پیشپرداخت و اجاره ماهانه |
| دکور و قفسه | یکبار | قفسه، آینه، نورپردازی، تابلو |
| هزینههای جاری | ماهانه | قبض، اینترنت، حقوق، بستهبندی |
برای برآورد، ورقی بردارید و سه ستون بکشید: حداقل، واقعبینانه و بدبینانه. در ستون اول فقط هزینههای ناگزیر را بنویسید، در ستون دوم چیزهایی که معمولاً پیش میآید و در ستون سوم حالتی که فروش سه ماه اول نصف انتظارتان باشد. اگر سرمایه اولیه شما فقط ستون اول را پوشش میدهد، راهاندازی فروشگاه کیف را کمی عقب بیندازید یا با مغازهای کوچکتر شروع کنید.
سهم موجودی اولیه از کل سرمایه
موجودی تنها هزینهای است که با فروش به پول برمیگردد، پس وسوسه میشوید سهم بزرگی از سرمایه را به آن بدهید. اشتباه همینجاست. اگر همه پول به موجودی برود، برای اجاره ماه دوم و جبران کالای نفروخته چیزی نمیماند. قاعدهای که فروشگاهداران باتجربه میگویند این است که بخشی از سرمایه همیشه نقد بماند؛ سهم مناسب را با توجه به شرایط خودتان محاسبه کنید.
دو مغازه با سرمایه یکسان را تصور کنید. اولی همه پول را صرف کالا میکند و قفسهها پر است، اما وقتی مشتریها در ماه اول کند میآیند، برای اجاره چیزی ندارد. دومی با قفسههای نیمهپر شروع میکند، پول نقد نگه میدارد و بعد از دو هفته فروش، دقیقاً مدلهایی را کامل میکند که از قفسه رفتهاند.
هزینههای ثابتی که در برآورد جا میافتند
تازهکارها کالا و اجاره را حساب میکنند و از موارد ریز غفلت میکنند: مجوز و اتحادیه، بیمه، قفل و دوربین، پلاستیک و کیسه بستهبندی، برچسب قیمت، هزینه تابلوی مغازه. تکتک اینها کماند، ولی جمعشان در ماه اول بهسادگی دهها درصد برآورد شما را بالا میبرد. یک ستون «متفرقه» در جدول هزینهها بگذارید و برای آن ردیف عدد بنویسید، نه اینکه خالی رهایش کنید. از دو سه مغازهدار همصنف هم بپرسید ماهانه بابت همین اقلام متفرقه چقدر خرج میکنند؛ آن عدد از هر جدول اینترنتی به واقعیت نزدیکتر است.
انتخاب محل فروشگاه؛ تردد، همسایگی و اجاره
بهترین محل، جایی است که هزینهاش را مشتریهای واقعی جبران کنند. ترددِ زیاد بهتنهایی کافی نیست؛ باید تردد افرادی باشد که کیف و کوله میخرند. پاساژ شلوغ مشتری بالقوه فراوان دارد و اجارهای سنگین؛ مغازه محلهای اجاره کمتر دارد و مشتری ثابتتر. هیچکدام ذاتاً برنده نیستند.
معیار تصمیم را پیش از دیدن مغازهها بنویسید: حداکثر اجارهای که میتوانید بپردازید، حداقل متراژ لازم برای قفسهها و فاصلهای که حاضرید هر روز تا مغازه بروید. وقتی معیارها از قبل روی کاغذ باشند، مغازهای که قشنگ است ولی به حسابتان نمیخواند، شما را فریب نمیدهد.
سه کار ساده قبل از امضای اجارهنامه انجام دهید. اول، در دو روز و دو ساعت مختلف تردد را بشمارید. دوم، ببینید همسایهها چه میفروشند: مغازههای کفش و پوشاک اطراف معمولاً نشانه خوبی هستند، چون همان مشتری را جذب میکنند. سوم، از صاحبان مغازههای مجاور بپرسید فصل کمرونق چقدر طول میکشد، چون کیف و کوله فروش فصلی دارد و باید بدانید ماههای خلوت را چگونه میگذرانید. یک برگه بردارید و برای هر مغازهای که دیدید، اجاره، متراژ و تردد را کنار هم بنویسید؛ وقتی سه چهار مورد را کنار هم ببینید، مغازهی گران و بیرونق خودش را نشان میدهد.
اجاره را با فروش ماهانهای بسنجید که واقعاً میتوانید به آن برسید، نه فروش فصل شلوغ. مغازهای که فقط در مهر و نوروز از پس اجاره برمیآید، بقیه سال برای شما بار مالی است. اگر قرارداد کوتاهمدت یا شرایط تمدید انعطافپذیر گیرتان آمد، برای شروع بهتر از رهن بالا و تعهد بلندمدت است.
شرایط را کتبی ببندید و درباره مدت قرارداد، افزایش اجاره و شرایط تخلیه صریح بپرسید. مغازهای که قیمتش عالی است ولی صاحبش شرایط را فقط شفاهی میگوید، ریسک پنهان دارد. اگر در قراردادهای تجاری تجربه ندارید، پیش از امضا از یک آدم آشنا با این کار بخواهید متن را ببیند.
تأمین کالا برای فروشگاه تازهکار؛ اولین سفارش را چطور شروع کنیم؟
تأمین کالا یکی از پنج گام است، نه همه مسیر. اما اولین سفارش تصمیمی است که اگر اشتباه شود، مغازه را ماهها درگیر موجودی نفروخته میکند. پاسخ کوتاه: اولین سفارش را کوچک ببندید، از بیش از یک فروشنده نظر بگیرید و با فروش واقعی مدلهایتان را اصلاح کنید. این بخش عمداً فقط به شروع کار میپردازد؛ وقتی رابطه با فروشنده جدیتر شد، معیارهای دقیقتر انتخاب، مقایسه قیمت و برنامهریزی موجودی موضوع جداگانهای است.
اولین سفارش را کوچک بگیرید
وقتی هنوز نمیدانید مشتریتان کدام مدل و کدام رنگ را میخواهد، سفارش بزرگ یعنی شرطبندی. سفارش اول را از هر مدل به تعداد کم بگیرید و پس از دو سه هفته ببینید چه چیزی از قفسه میرود. نکتهای که فروشگاهداران تازهکار زیاد میگویند: مدلی که خودتان دوست دارید لزوماً مدلی نیست که مشتریتان میخرد. فروش را ثبت کنید، نه احساستان را. سفارش دوم را بر اساس همین دفتر ببندید و تیراژ را فقط برای مدلهای تأییدشده بالا ببرید. دفتر سادهای کافی است: تاریخ، مدل، تعداد خریداریشده، تعداد فروختهشده. بعد از یک ماه، همین دفتر بهتر از هر توصیهای میگوید کدام مدل را دوباره سفارش بدهید. زمانبندی را هم در نظر بگیرید: برای فصل مدرسه یا نوروز، سفارش باید هفتهها قبل برسد، وگرنه کالا بعد از اوج بازار به مغازه میرسد.
مقایسه چند تأمینکننده در مارکتبگ پیش از اولین سفارش
یک پیشنهاد بدون پیشنهاد دوم، معیاری برای سنجش ندارد. قبل از اولین سفارش دو یا سه فروشگاه عمده را کنار هم بگذارید و از هرکدام برای یک تیراژ مشخص قیمت و شرایط بگیرید. اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، مقایسه تأمینکنندگان کیف و کوله در مارکتبگ فروشگاهها را بر اساس تنوع کالا، حداقل سفارش و شهر کنار هم نشان میدهد و امکان تماس مستقیم با هر فروشگاه را میدهد. پرداخت و توافق مستقیم بین شما و فروشگاه است.
چیدمان محصول و ویترین؛ کیف و کوله چطور دیده و فروخته میشوند؟
کیف و کوله کالایی بصری است. مشتری از پشت شیشه تصمیم میگیرد که وارد شود یا نه، و داخل مغازه هم بیش از هر توضیحی به آنچه میبیند تکیه میکند. پس چیدمان بخشی از فروش است، نه دکوراسیون. یک آزمون ساده دارد: از ویترین عکسی بگیرید و به کسی نشان دهید که مغازه را نمیشناسد. اگر در پنج ثانیه نتواند بگوید اینجا چه میفروشند، ویترین پیام روشنی ندارد.
ویترین و ورودی
ویترین باید یک پیام روشن داشته باشد. اگر مغازهتان کنار مدرسه است، در فصل مهر جلوی ویترین کولههای مدرسه را بگذارید و بقیه را به داخل ببرید. کیف را پر کنید، چون کیف خالی افتاده و بیشکل به نظر میرسد؛ کاغذ یا پارچه سبک داخلش بگذارید تا فرمش بماند. نور را فراموش نکنید: کیف چرمی یا سنگی زیر نور گرم بهتر دیده میشود. ورودی را خلوت و بیمانع نگه دارید تا مشتری با دو گام وارد شود. ویترین را هر دو هفته یک بار عوض کنید؛ رهگذری که هر روز همان صحنه را میبیند، کمکم دیگر نگاه نمیکند.
چیدمان قفسهها بر اساس نوع کالا و قیمت
دو منطق رایج برای چیدمان هست: بر اساس نوع کالا (کوله در یک قسمت، کیف دستی در قسمتی دیگر) و بر اساس قیمت (گرانتر در سطح چشم، ارزانتر پایینتر). تازهکارها معمولاً بهتر است ترکیب کنند: هر دسته یک قسمت داشته باشد و در هر قسمت، مدل پرفروش و سودآور در سطح چشم قرار بگیرد. کیفهای کوچک و ارزانتر را کنار صندوق بگذارید؛ خریدی که برای مشتری تصمیم بزرگی نیست، در لحظه آخر راحتتر به سبد اضافه میشود. برچسب قیمت را روی همه کالاها بزنید. مشتری ایرانی از پرسیدن قیمت معذب میشود و بیقیمتی اغلب یعنی گران است.
پرسشهای متداول درباره راهاندازی فروشگاه کیف و کوله
سرمایه شروع برای یک فروشگاه کیف و کوله چقدر است؟ بستگی به اندازه مغازه، محل و تیراژ اولین سفارش دارد. طبق دادههای مارکتبگ، فروشگاههای کوچک تازهکار معمولاً در بازه [[بازه سرمایه]] شروع کردهاند. سهم موجودی را طوری تعیین کنید که برای اجاره و هزینههای جاری چند ماه اول هم پول نقد بماند.
بهتر است فروشگاه تخصصی باشد یا متنوع؟ برای سرمایه محدود، فروشگاه تخصصی در یک دسته معمولاً امنتر است، چون موجودی عمیقتر است و سایز و رنگ کاملتری دارید. اگر محله شما مشتری متنوعی دارد، تنوعمحور شروع کنید، ولی از هر مدل کم بخرید و با فروش، اصلاح کنید.
محل مناسب برای یک مغازه کوچک کیف و کوله کجاست؟ جایی که رهگذر آن، مشتری واقعی کیف و کوله باشد: کنار مدرسه، دانشگاه، ترمینال یا خیابانی با مغازههای پوشاک و کفش. قبل از اجاره، تردد را در دو زمان مختلف بشمارید و اجاره را با فروش ماههای خلوت بسنجید.
اولین سفارش را از یک تأمینکننده بدهم یا چند تأمینکننده؟ مقایسه دو یا سه فروشنده پیش از سفارش اول توصیه میشود. اما خود سفارش میتواند از یکی باشد. اولین سفارش را کوچک ببندید، و بعد از دیدن فروش، سفارشهای بعدی را با اطلاعات واقعی تقسیم کنید.
تازهکارها معمولاً از دو چیز میترسند: اینکه سرمایهشان کم باشد و اینکه اولین سفارش اشتباه از آب دربیاید. جواب هر دو در ترتیب گامهاست: مشتری، سرمایه، محل، سفارش کوچک، چیدمان. اگر به این ترتیب پیش بروید، هر اشتباهی که رخ بدهد کوچک و قابل جبران است. گام تأمین کالا را با مقایسه چند فروشگاه شروع کنید و اولین سفارش را با اطلاعات واقعی ببندید، نه با توصیه یک نفر. بعد از چند هفته فروش، دفترتان را باز کنید، سفارش دوم را بر اساس آن ببندید و چیدمان را اصلاح کنید؛ راهاندازی فروشگاه کیف و کوله همین چرخه ساده است، فقط باید آن را جدی بگیرید.
نوشته شده در تاریخ: 1405/07/08 - 10:15
توسط مدیر
این مطلب 6 بازدید داشته است.