فاکتورهای قیمتگذاری عمده کیف و کوله؛ تیراژ تا حمل
مارکت بگ
قیمت عمده کیف و کوله از پنج چیز شکل میگیرد: جنس مواد اولیه، نرخ ارز، هزینه حمل و بستهبندی، تیراژ سفارش و حاشیه سود فروشنده. اگر دو فروشنده برای یک مدل ظاهراً یکسان دو قیمت متفاوت میدهند، تقریباً همیشه دستکم یکی از این پنج عامل فرق دارد؛ کافی است بدانید کدام.
این مقاله عدد نمیدهد و لیست قیمت ندارد، عمداً. عددی که امروز درست است، فصل بعد قدیمی میشود و فروشگاهدار را به تصمیمی میرساند که بر اساس فهرست دیروز گرفته شده. بهجایش میخواهیم منطق قیمت را نشانتان بدهیم تا هر پیشنهادی را خودتان بخوانید و بسنجید.
اول ساختار قیمت را از تولید تا مغازه میبینیم، بعد سراغ عوامل مؤثر میرویم، اثر تیراژ را بررسی میکنیم، به نوسانهای بازار داخلی نگاهی میاندازیم و آخر سر میگوییم چطور چند پیشنهاد را با هم مقایسه کنید. سه پرسش پرتکرار هم در بخش پایانی جواب داده شده است.
قیمت عمده کیف و کوله از کجا میآید؟ ساختار قیمت از تولید تا فروشگاه
قیمتی که فروشنده به شما میگوید، حاصل جمع چند مرحله است و هر مرحله چیزی به آن اضافه کرده. کالا از مواد اولیه شروع میشود، به تولید یا واردات میرسد، از دست عمدهفروش رد میشود و آخر سر به مغازه شما میرسد. در هر مرحله هزینهای هست و حاشیه سودی. هرچه زنجیره کوتاهتر باشد، قیمت معمولاً شفافتر است، ولی این قاعدهی همیشگی نیست؛ زنجیره کوتاهِ بینظم از زنجیره بلندِ منظم گرانتر تمام میشود.
| مرحله | چه چیزی به قیمت اضافه میکند؟ | چه بپرسیم؟ |
|---|---|---|
| مواد اولیه | جنس پارچه، زیپ، آستر، بند | جنس دقیق هر قطعه چیست؟ |
| تولید یا واردات | دستمزد، هزینه تولید، ارز و گمرک برای کالای وارداتی | کالا داخلی است یا وارداتی؟ |
| عمدهفروش | انبارداری، سرمایه گردش، حاشیه سود | چه مدت موجودی نگه میدارد؟ |
| حمل و بستهبندی | کرایه، کارتن، بیمه، هزینه بارگیری | کرایه با کیست؟ |
در عمل، بیشتر خریدهای موفق از همین مرحله شروع میشوند: فروشگاهدار قبل از پرسیدن «قیمت چند است؟» میپرسد «این قیمت از چه چیزهایی ساخته شده؟». تفاوت این دو سؤال، تفاوت خریدار مبتدی و باتجربه است.
مهمترین نکته این است که «قیمت پایین» بهتنهایی خبر خوبی نیست. اگر مرحلهای از زنجیره کوتاه شده، باید بدانید کدام. گاهی فروشنده مستقیم از منبع میخرد و واقعاً ارزان میدهد؛ گاهی در جنس یا دوخت صرفهجویی کرده و آن را در توضیح نگفته است. سؤال از جنس و منشأ کالا، اولین ابزار شما برای خواندن قیمت است.
حاشیه سود هم بخشی از همین زنجیره است و همیشه یکسان نیست. فروشندهای که گردش موجودی بالایی دارد و کالایش سریع میرود، میتواند با حاشیه کمتر هم سود کند؛ فروشندهای که کالا را ماهها در انبار نگه میدارد، هزینه این نگهداری را روی قیمت میگذارد. پس قیمت بالاتر لزوماً طمع نیست و قیمت پایینتر لزوماً صداقت نیست؛ هر دو باید با دلیلشان خوانده شوند.
فاکتورهای قیمتگذاری عمده؛ جنس مواد اولیه، نرخ ارز و هزینه حمل
فاکتورهای قیمتگذاری عمده را میشود در دو دسته دید: چیزهایی که در خود کالا هست (جنس و دوخت) و چیزهایی که بیرون از کالا به قیمتش اضافه میشود (ارز و حمل). دسته اول را با دیدن نمونه میسنجید، دسته دوم را با پرسیدن. هر عامل را جدا بررسی کنید، چون اثرشان روی هم جمع میشود و اگر همه را با هم ببینید، نمیفهمید اختلاف قیمت از کجا آمده است.
جنس مواد اولیه؛ پارچه، زیپ و آستر
بخش بزرگی از تفاوت قیمت دو کوله ظاهراً مشابه، در چیزهایی است که از بیرون کمتر دیده میشود. پارچهای با تراکم بالاتر و پوشش ضدآب، زیپی با برند معتبر و آستری که ساییده نمیشود، هر کدام سهمی از قیمت را میگیرند. کولهای که بعد از سه ماه استفاده روزانه زیپش خراب شود، در نهایت گرانتر از کوله گرانتری تمام میشود که یک سال دوام آورد، چون مشتری برمیگردد و مغازه اعتبار میبازد. از فروشنده بخواهید جنس هر قطعه را جدا بگوید: بدنه، آستر، زیپ، بند، دوخت. حتی اگر جوابها را نتوانید راستیآزمایی کنید، دقت فروشنده در جواب دادن خودش سرنخی از این است که کالا را میشناسد یا نه. نمونه فیزیکی بهترین محک است: وزن کوله خالی، سفتی پارچه و روانبودن زیپ را با دست بسنجید.
نرخ ارز و کالای وارداتی
برای کالای وارداتی، قیمت با نرخ ارز جابهجا میشود و این جابهجایی همیشه با تأخیر و اغلب با ضریب اطمینان توسط فروشنده به قیمت منتقل میشود. همین یعنی فروشندهای که کالایش را در انبار دارد ممکن است مدتی به قیمت قبلی بفروشد، و فروشندهای که باید کالا را دوباره وارد کند، قیمتش را بلافاصله بالا ببرد. پرسیدن اینکه «کالای موجود با چه نرخی خریداری شده و سفارش بعدی با چه نرخی میآید؟» به شما کمک میکند بفهمید قیمت شنیدهشده تا کی معتبر است. گاهی مواد اولیهی تولید داخلی هم وارداتی است و همین اثر را دارد. یعنی حتی اگر کالا «ساخت داخل» باشد، ممکن است قیمتش به نرخ ارز حساس باشد؛ زیپ، پارچههای خاص و اکسسوری اغلب از همین دستهاند. سؤال درست این است که کدام بخش از قیمت به ارز وابسته است.
هزینه حمل و بستهبندی
حمل را اغلب فراموش میکنیم، تا وقتی قبض باربری میآید. کیف و کوله حجیم است و بهندرت میشود آن را بدون کارتنهای بزرگ فرستاد؛ پس هزینه حمل به تعداد و حجم بستگی دارد، نه فقط وزن. بپرسید کرایه با کیست، بار با چه باربری میرود و بستهبندی هزینه جدا دارد یا در قیمت لحاظ شده است. دو فروشنده با قیمت کالای یکسان ممکن است پس از اضافهشدن کرایه، قیمت تمامشدهای کاملاً متفاوت داشته باشند. فاصله شهر فروشنده تا شما در همین بخش اثر میگذارد؛ فروشندهای در همان شهر شاید بار را با وانت برساند و آنکه در شهر دیگر است، باید با باربری و بیمه هماهنگ کند. این تفاوتها جزء فاکتورهای قیمتگذاری عمدهاند حتی اگر روی برچسب دیده نشوند.
تیراژ سفارش و قیمت؛ چرا خرید بیشتر همیشه ارزانتر نیست؟
قاعده کلی این است که تیراژ بالاتر یعنی قیمت هر عدد پایینتر. اما این قاعده یک نیمهی پنهان دارد: خرید بیشتر یعنی سرمایه بیشتر در انبار و ریسک بیشتر فروشنرفتن. تیراژ سفارش و قیمت را باید کنار هم دید، نه جدا. سؤال مهم این نیست که «در چه تیراژی ارزانترین میشود؟» بلکه این است که «کدام تیراژ را میتوانم در فصل خودش بفروشم؟»
پلههای قیمتی و حداقل سفارش
بیشتر فروشندهها قیمت را در چند پله اعلام میکنند: تا تعدادی یک قیمت، بعد از آن قیمتی پایینتر و همینطور تا بالاتر. حداقل سفارش هم مرز ورود به پله اول است. نکتهای که تازهکارها نمیدانند این است که پلهها معمولاً برای هر مدل جدا تعریف میشوند، نه برای کل سفارش؛ ممکن است ده عدد از یک مدل و ده عدد از مدل دیگر، در مجموع بیست عدد باشد ولی هیچکدام به پله بعدی نرسد. پیش از سفارش بپرسید پلهها بر اساس هر مدل است یا مجموع سفارش، و اگر مجموع است، چه ترکیبی از مدلها پذیرفته میشود. همچنین بپرسید آیا اختلاف پلهها ثابت است یا با هر سفارش قابلمذاکره؛ فروشندهای که رابطه مستمر با شما میبیند، ممکن است برای سفارشهای بعدی هم پلهها را نگه دارد.
نقطهای که سفارش بیشتر دیگر صرف نمیکند
برای اینکه ببینید بالاتر رفتن از یک پله ارزش دارد یا نه، دو چیز را کنار هم بگذارید: صرفهجویی هر عدد ضرب در تعداد اضافهای که میخرید، در برابر هزینه نگهداشتن آن تعداد اضافه تا وقتی فروش برود. اگر مدلی را مطمئن نیستید، یا به فصلی میرسد که فروشش سریع نیست، صرفهجویی روی کاغذ میتواند در انبار به ضرر تبدیل شود. یک مدل که در یک فصل پرفروش بوده، سال بعد لزوماً همانقدر نمیرود. تیراژی که در همان فصل قابلفروش است، تیراژ درست است؛ بقیهاش قمار.
روش پرداخت هم بیاثر نیست. فروشندهای که پرداخت نقد میگیرد، معمولاً برای همان تیراژ قیمت پایینتری میدهد تا کسی که مهلت پرداخت میخواهد. گاهی ارزانتر شدن یک پله در عمل همان تخفیف نقدی است، نه تخفیف تیراژ. از فروشنده بپرسید قیمت اعلامشده برای کدام روش پرداخت است تا دو تخفیف را با هم اشتباه نکنید.
نوسان قیمت در بازار داخلی؛ آنچه تجربه فصلها نشان داده
قیمتهای عمده ثابت نمیمانند و دلیلهایشان فقط ارز نیست. تقاضا هم فصلی است: نزدیک بازگشایی مدارس تقاضای کوله بالا میرود و فروشندهها موجودی را با دقت بیشتری قیمتگذاری میکنند، در حالی که بعد از اوج فصل معمولاً فشار برای خالیکردن انبار بیشتر میشود. نزدیک نوروز الگوی دیگری هست. اینها روندهای عمومیاند و از یک بازار به بازار دیگر و از یک سال به سال دیگر شدتشان فرق میکند. رابطه تیراژ سفارش و قیمت هم در همین فصلها جابهجا میشود: در اوج تقاضا فروشنده کمتر حاضر است روی پلهها تخفیف بدهد، چون کالا بیتخفیف هم میرود؛ در فصل کمرونق همان پلهها نرمتر میشود. پس زمان سفارش، خودش یکی از عاملهای قیمت است.
برای اینکه این روندها به تجربه واقعی تبدیل شوند، باید نمونههای دقیق را کنارشان گذاشت. با این نمونهها میشود دید هر نوسان چه علتی داشته و کدامشان پایدار بوده. اگر خودتان هم فروشگاه دارید، یک دفتر ساده برای قیمتها نگه دارید: تاریخ، مدل، فروشنده، تیراژ و قیمت اعلامشده. بعد از چند فصل، همین دفتر بهتر از هر خبری به شما میگوید هر مدل در چه ماههایی ارزانتر و کی گرانتر میشود.
نتیجه عملی این نوسانها برای شما ساده است: قیمتی که شنیدهاید تاریخ انقضا دارد. این تاریخ معمولاً کوتاهتر از آن چیزی است که فکر میکنید، مخصوصاً وقتی بازار ارز یا فصل تقاضا در حال جابهجایی است. از فروشنده بپرسید این قیمت تا کی معتبر است، سفارش را کی و چطور تأیید میکند و اگر بین سفارش و تحویل قیمت عوض شد چه میشود. قیمت مکتوب با تاریخ، شما را از اختلافهای بعدی در امان نگه میدارد.
مقایسه قیمت چند فروشگاه پیش از نهاییکردن سفارش
بعد از اینهمه عامل، مقایسه فقط وقتی معنا دارد که شرایط مقایسه یکسان باشد. پس هر بار پیش از مقایسه، فاکتورهای قیمتگذاری عمدهای را که در بالا خواندید ثابت نگه دارید و فقط یک متغیر را در هر تماس تغییر دهید. دو قیمت که یکی برای ده عدد و بیفاکتور است و دیگری برای پنجاه عدد و با فاکتور و کرایه، هیچ وقت با هم قابلمقایسه نیستند.
مقایسه با مشخصات یکسان
پیش از تماس، مشخصات را یک بار بنویسید و برای همه فروشندهها همان را بفرستید: مدل یا مدلهای مشابه، تعداد دقیق، جنس مورد نظر، رنگ و سایز، و اینکه به نمونه نیاز دارید یا نه. جوابها را در یک جدول کنار هم بگذارید. ستونهایی که به کارتان میآید:
- نام فروشنده و شهر
- مدل و جنس دقیق
- تیراژ و پله قیمتی مربوط
- شرایط پرداخت و نوع فاکتور
- کرایه، بستهبندی و زمان تحویل
همین پنج ستون کافی است تا اولین مقایسه را تمیز و بدون ابهام انجام دهید. وقتی جدول کامل شد، اول فروشندههایی را کنار بگذارید که شرایطشان مشخص نیست، بعد میان بقیه، قیمت تمامشده را مقایسه کنید. اگر اختلاف دو قیمت کم بود، به رفتار فروشنده در تماس و شفافیت شرایطش نگاه کنید؛ چند درصد تفاوت در قیمت، در برابر یک تحویل دیرهنگام یا کالای غیرهمسنگ، ارزش زیادی ندارد. و اگر اختلاف زیاد بود، همان اختلاف را با فروشنده در میان بگذارید و دلیلش را بپرسید. اگر فروشندهای مدل متفاوتی پیشنهاد داد، آن را جدا ثبت کنید و به اسم «پیشنهاد جایگزین» بنویسید، نه اینکه با بقیه مخلوط شود.
قیمت نهایی با احتساب حمل و فاکتور
ستون آخر جدولتان «قیمت تمامشده» باشد: قیمت کالا بهعلاوه کرایه، بستهبندی و مالیات یا هزینه فاکتور در صورت نیاز. خیلی وقتها فروشندهای که در نگاه اول ارزانتر است، پس از اضافهشدن اینها گرانتر از بقیه از آب درمیآید. اگر میخواهید چند فروشگاه را کنار هم ببینید، مقایسه چند فروشگاه عمدهفروش نقطه شروع خوبی است؛ آنجا هر فروشگاه را با نمونه محصول، حداقل سفارش و شهر میبینید و میتوانید مستقیم برای دریافت قیمت تماس بگیرید. پرداخت و توافق مستقیماً بین شما و فروشگاه است.
پرسشهای متداول درباره قیمت عمده کیف و کوله
چرا دو فروشنده برای یک مدل قیمت متفاوت میدهند؟ چون معمولاً مدلها فقط ظاهراً یکساناند. جنس مواد اولیه، وارداتی یا داخلی بودن، شرایط حمل و فاکتور و پله تیراژ میتواند فرق کند. حتی با مشخصات یکسان، فروشندهای که کالا را زودتر یا با نرخ ارز دیگری خریده ممکن است قیمت متفاوتی بدهد. سؤال از جنس، منشأ و شرایط، دلیل اختلاف را روشن میکند.
قیمتها هر چند وقت تغییر میکند؟ عدد ثابتی وجود ندارد. قیمتها با نرخ ارز، هزینه مواد اولیه و فصل تقاضا جابهجا میشوند و بعضی فروشندهها چند هفته یک قیمت را نگه میدارند و بعضی زودتر تغییر میدهند. بهتر است هر قیمت را با تاریخ اعتبار بگیرید.
آیا قیمت لیستشده نهایی است؟ معمولاً نه. قیمت اعلامشده اغلب برای تیراژ و شرایطی مشخص است و با تغییر تعداد، مدل، شیوه پرداخت، فاکتور یا حمل عوض میشود. قیمت نهایی همان است که فروشنده برای سفارش مشخص شما و با شرایط مکتوب تأیید کند.
قیمت عمده کیف و کوله یک عدد مطلق نیست، حاصل چند تصمیم است: جنس، ارز، حمل، تیراژ و حاشیه سود. وقتی اینها را بشناسید، اختلاف قیمت دو فروشنده دیگر شما را گیج نمیکند، بلکه سرنخ میدهد که کدام عامل فرق کرده. پیش از نهاییکردن سفارش، شرایط یکسان بنویسید، از چند فروشگاه قیمت بگیرید، قیمت تمامشده را حساب کنید و توافق را مکتوب کنید. پرداخت و توافق نهایی مستقیماً بین شما و فروشگاه انجام میشود و مارکتبگ فقط مسیر پیدا کردن و مقایسه را کوتاهتر میکند.
نوشته شده در تاریخ: 1405/07/08 - 10:35
توسط مدیر
این مطلب 8 بازدید داشته است.